خوشحالم خیلی

خرید بک لینک
خوب ما را دلتنگ کردی! هوایت که معلوم نیست با خودش چند چند است. گاهی آفتاب می آید، گاهی میبارد، گاهی صرفاً ابری میشود و باد می وزد. میدانم که میخواهی دلم را تنگ تر کنی. از صبح بغض به جانم انداخته ای و هرکار میکنم، از شرش خلاص نمی شوم. این طور بی رح خوشحالم خیلی...

ما را در سایت خوشحالم خیلی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:14

نوشتهی ثبت موقت را حذف کردم. خستهام چشمانم میسوزد و قرمز شده. از آدمها تعجب می کنم. از رفتارهایشان، تصمیم ها و احساسات شان. دلم میخواهد از مهرنوش و راضیه و فائزه و مریم جدا شوم و به قسمتی از خوابگاه پناه ببرم که هیچ کدام شان نباشند. خدا رو شکر ف خوشحالم خیلی...

ما را در سایت خوشحالم خیلی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:14

بی قرارم. سر هیچ چیز بند نمی شوم. نمیتوانم سرم را به چیزی گرم کنم. دلم آرام ندارد. دنبال آرامش میگردد ولی پیدا نمیکند. به هر دری میزند ولی هیچ به هیچ. جانم دارد می رود و دستم به هیچ جا بند نیست.جانم هزار سال از من دور بود و لحظه ای آمد و حالا دوب خوشحالم خیلی...

ما را در سایت خوشحالم خیلی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:14

ترانه رهسپار شد. جان و دل من قول داد زود برگردد. بغض میکنم، اشک میریزم، جلوی رویت میخندم که دلت نگیرد. لباسی میپوشم که خوشحالت کنم. خدا پشت و پناه هر دوی مان باشد. هر لحظه دلت تنگ شد، دست روی قلبت بگذار. من آنجا برایت می تپم و عاشقانه چشم به راهت می مانم تا به دیارت برگردی.

میبوسمت عزیز ِ دورم.

تا زمینی میچرخد

تا هوا، هواست

من و تو در جنونی سر به راهیم...

خوشحالم خیلی...

ما را در سایت خوشحالم خیلی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:14

بعد از مدت طولانی ننوشتن شروع نوشتن کمی سخت تر میشود. کلمات سنگین میشوند. نباید جای نیش حشره یا خشکی صابون یا اگزما یا حساسیت خلاصه قرمزی ِ نزدیک ترقوهام را بخارونم با اینکه به شدت احساس خارش میکند. همین حالا میخواهم وازلین را بیاورم و بمالم و چراغ را خاموش کنم و بخوابم. میخواهم فردا صبح از شوق ِ عید بنویسم. آه شوق ِ بچگی ها که خوابیده و بد هم خوابیده طوری که انگار هیچوقت دوباره بیدار نمیشود اما هنوز شوق عید هست هرچند سال به سال کمتر اما هست

خوشحالم خیلی...

ما را در سایت خوشحالم خیلی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 195 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:14

هنوز در رختخوابم. دلم میخواهد در کنارت در خانه مان هفت سین بگذارم، گندم سبز کنم و شمع روشن کنم. دلم میخواهد پارچهی سفره را خودم دور دوزی کرده باشم و گلدوزی و پولکدوزی دستان ِ تو روی آن نقش بسته باشد. دلم میخواهد ساعتهای آخر سال نه در تکاپو و غ خوشحالم خیلی...

ما را در سایت خوشحالم خیلی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 183 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:14

سرم داره میترکه. یا خودش آواز میخونه یا صدای گوشی ش طاق فلک رو میشکونه. تنهایی تو اتاق نشستم. مامان رفته پایین. پرده ی اتاق تا نصفه بالاست. بشقاب عدس زیر نور آفتابی نشسته که از پشت پنجره میتابه. تنها نشونه ی عید من همین عدس سبز کرده ست. به اندازه ی م خوشحالم خیلی...

ما را در سایت خوشحالم خیلی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:14

همه چی در هم و بر همه. چطور میشه زندگی رو ساخت؟ چجوری میشه زندگی کرد؟هنوز نخوابیدم. فکر نکنم خوابم ببره. هوا آفتابیه ولی به شدت صدای باد میاد. ساعت چهار ربع کمه. بدجوری بی حال و بی جونم. امروز تا به الانش پوچ و بیخود گذشته و امیدی هم به ادامه ی روز خوشحالم خیلی...

ما را در سایت خوشحالم خیلی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:14

صفحه بندی